الفيض الكاشاني
99
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
به يقين مىداند كه او در مملكت خداوند پستترين محبّان بوده و محبّت او از محبّت هر محبّ خدا ناقصتر و ناچيزتر است . اينها مجموعهاى از نشانههاى دوستى و ثمرات آن است و از جملهء آنها انس و رضاست چنان كه پس از اين ذكر خواهد شد . كوتاه سخن آن كه همهء محاسن دين و مكارم اخلاق ثمرهء محبّت است . و آنچه ثمرهء محبّت نيست نتيجهء پيروى هواى نفس و از اخلاق نكوهيده است . آرى برخى انسانها خدا را به سبب احسانى كه به آنها مىكند دوست مىدارند ، و بعضى به سبب جلال و جمال وى دوستدار اويند هر چند به آنها احسانى نكرده باشد ؛ و محبّان از اين دو قسم بيرون نيستند . از اين رو جنيد گفته است : مردم در دوستى خداوند يا عوامند و يا خواص . عوام بدين سبب به دوستى خدا دست يافتهاند كه دوام احسان و كثرت نعمتهاى او را شناختهاند و ناگزير او را دوست مىدارند جز اين كه كمى و بسيارى محبّت آنها بستگى به مقدار نعمت و احسانى دارد كه شامل آنها شده است . امّا خواص خداوند را به سبب عظمت مقام و قدرت و علم و حكمت و بى همتايى و تفرّد او در ملك و ملكوت دوست مىدارند ، و چون صفات و الا و اسماى حسناى او را شناختهاند نمىتوانند او را دوست نداشته باشند ، چه از نظر آنها او مستحقّ محبّت و سزاوار آن است هر چند همه نعمتها را از آنان سلب كند . آرى برخى از مردم هواى نفس و دشمن خدا ابليس را دوست مىدارند و با اين حال به حكم غرور و نادانى امر را برخود مشتبه كرده گمان مىكنند كه دوستان خدا مىباشند . اينان همان كسانى هستند كه اين نشانهها در آنها نيست و يا به منظور نفاق و ريا و شهرت طلبى آنها را به خود بستهاند ، و چون غرض آنها بهره بردن از متاع عاجل دنياست چيزى را از خود ظاهر مىكنند كه خلاف باطن آنهاست همچون عالمان و قاريان بد . اينان دشمنان خدا در روى زمينند . ابو تراب نخشبى در نشانههاى محبّت ابيات زير را سروده است . لا تخد عنّ فللمحبّ دلائل * و لديه من تحف الحبيب وسائل « 1 » منها تنعّمه بمرّ بلائه * و سروره في كلّ ما هو فاعل « 2 » فالمنع منه عطيّة مبذولة * و الفقر إكرام و برّ عاجل « 3 »
--> ( 1 ) فريفته مباش براى محب دليلهايى است - و نزد او از تحفههاى دوست وسيلههايى است ( 2 ) يكى از آنها تنعّم به تلخى بلاى اوست - و شادى اوست در هر چه او انجام دهد ( 3 ) منع او بخششى مقبول است - و فقر اكرام و احسانى عاجل است